زندگی نامه حضرت خدیجه (س)
*حضرت خدیجه سلام
الله علیها یکی از چهار زن کامل دنیا، اولین و بهترین همسر رسول خدا صلّی
الله علیه وآله و سلّم و مادر فاطمه زهرا و طاهراست.
کنیه او «ام
هند» است و قبل از رسول خدا دو شوهر به نامهای «عتیق بن عائذ» و «عمرو
الکندی» داشت و از آنها فرزندانی به دنیا آورده بود.
*فرزندان خدیجه
در تعداد فرزندان حضرت خدیجه ، میان مورخان اختلاف است . به گفته مشهور : ثمره ازدواج رسول خدا و خدیجه ، شش فرزند بود.
1- هاشم . 2- عبدالله . به این دو «طاهر» و «طیب»مىگفتند . . 3- رقیه . 4- زینب 5- ام کلثوم . 6- فاطمه .رقیه بزرگترین دخترانش بودو زینب ،
ام کلثوم و فاطمه به ترتیب پس از رقیه قرار داشتند . پسران خدیجه پیش از
بعثت پیامبر (ص) ، بدرود زندگى گفتند ولى دخترانش ، نبوت پیامبر(ص) را
درک کردند.
*جریان خواستگاری و ازدواج رسول خدا صلّی الله علیه وآله و سلّم با خدیجه خواندنی و مفصّل است. خدیجه به رسول خدا گفت:«من برای شما زنی را در نظر گرفتهام.»
رسول خدا فرمود:«او کیست؟»
خدیجه عرض کرد:« او کنیز شما خدیجه است.»
خدیجه
که یکی از ثروتمندان عرب به شمار می آمد و نوشته اند هشتاد هزار شتر و پول
های فراوانی در دست افراد مختلف برای تجارت داشت، وقتی می خواست با رسول
خدا ازدواج کند، گفت:«به خدا قسم ای محمـد، اگر مال تو کم است، مال من زیاد
است. کسی که خودش را در اختیار تو میگذارد، چگونه مالش را در اختیارت
نگذارد؟! من با تمام اموال و کنیزانم در اختیار توام.»
خدیجه بعد از
ازدواج با رسول خدا به عمویش، ورقه، فرمود:« این اموال مرا بگیر و نزد
محمـد ببر و به او بگو من تمام اموال و بردگان و آنچه را در اختیار من است
به او هدیه میکنم.»
ورقه این خبر را در بین زمزم و مقام ابراهیم با صدای بلند به گوش همه مردم رسانید و آنها را شاهد گرفت.
خدیجه عرض کرد:« او کنیز شما خدیجه است.»
خدیجه که یکی از ثروتمندان عرب به شمار می آمد و نوشته اند هشتاد هزار شتر و پول های فراوانی در دست افراد مختلف برای تجارت داشت، وقتی می خواست با رسول خدا ازدواج کند، گفت:«به خدا قسم ای محمـد، اگر مال تو کم است، مال من زیاد است. کسی که خودش را در اختیار تو میگذارد، چگونه مالش را در اختیارت نگذارد؟! من با تمام اموال و کنیزانم در اختیار توام.»
خدیجه بعد از ازدواج با رسول خدا به عمویش، ورقه، فرمود:« این اموال مرا بگیر و نزد محمـد ببر و به او بگو من تمام اموال و بردگان و آنچه را در اختیار من است به او هدیه میکنم.»
ورقه این خبر را در بین زمزم و مقام ابراهیم با صدای بلند به گوش همه مردم رسانید و آنها را شاهد گرفت.
در جریان کناره گیری رسول خدا از خدیجه قبل از ایجاد نطفه فاطمه علیهاالسلام، پیامبرعمار یاسر را نزد خدیجه فرستاد و فرمود به او بگو:«ای خدیجه گمان مبر که کناره گیری من از توست. نه، خداوند به من چنین امر فرموده است. گمانی جز خیر مبر و بدان، خداوند هر روز چندین بار به ملائکه اش به تو مباهات و فخر میکند.»
خدیجه علیه اسلام در هنگام زایمان فاطمه
علیهاسلام تنها بود و زن های مکه و قریش از او کناره گرفته بودند. خدیجه را
غم و اندوه فرا گرفته بود که ناگهان چهار زن بلندقامت شبیه زنهای بنی
هاشم وارد اتاقش شدند.
خدیجه ترسید. آنها عرضه داشتند:« محزون مباش ای
خدیجه. ما فرستادگان پروردگار توایم. ما خواهران توایم: ساره و آسیه و مریم
و صفرا. آمده ایم تا تو را کمک کنیم ».
خدیجه ترسید. آنها عرضه داشتند:« محزون مباش ای خدیجه. ما فرستادگان پروردگار توایم. ما خواهران توایم: ساره و آسیه و مریم و صفرا. آمده ایم تا تو را کمک کنیم ».
*جبرئیل به خدیجه سلام رساند
در شب معراج در حالی که جبرئیل گردش زمین و عوالم وجود را به
پیامبر نشان داد، پیامبر به جبرئیل فرمود: آیا کار یا حاجتی نداری؟ جبرئیل
گفت: سلام خدا و مرا به خدیجه برسان. وقتی پیامبر به خانه میآید و سلام را
ابلاغ میکند خدیجه میگوید: «ان الله هو السلام و منه السلام و الیه
السلام و علی الجبرئیل السلام»؛ خدا خودش سلام است و هر چه سلامتی است از
خداست و هر سلامتی به سوی خداست و سلام باد بر جبرئیل.
آن سال غم و غصهها بر پیامبر اکرم (ص) هجوم آورد و کفار ایشان را بسیار تحقیر کردند و آزردند، چرا که این دو فرد در ظاهر، بزرگترین پشتیبانهای پیامبر بودند.







