معراج پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه وآله وسلّم فقط يك دفعه نبوده بلكه به طور مكرّر اتفاق افتاده، و اين مسافرتهاى آسمانى از همان روزهاى اوّل بعثت آغاز شده و تا روز رحلت پيامبر عظيم الشأن اسلام، بنا به روايتى كه از امام صادق عليه السّلام نقل گرديده حد اقل يك صد و بيست بار تكرار شده ، و ابن عبّاس در كلامى كه ابن شهر آشوب از او نقل مى كند عروج‏هاى متعدّد پيامبررا دسته ‏بندى مینمايد و آنها را به:1- معراج العجائب 2- معراج الكرامة، تقسيم مى ‏كند.

و ابن طاوس در بحثى پيرامون معراج در كتاب سعد السعود، وقايعى را از زبان پيامبر نقل مى‏ كند و سپس مى‏ گويد:

اين وقايع مربوط به يكى ديگر از عروجهايى است كه پيامبر داشته است. و اين همه نشان از تعدّد معراجهاى پيامبر دارد، شايد تاريخ‏هاى ذيل كه برخى از مورّخين و محدّثين براى معراج پيامبر بيان كرده ‏اند هر يك متعلّق به عروجى مستقل باشد:

1- در اوّل بعثت
2-پنج ماه بعد از بعثت

3- پانزده ماه بعد از بعثت

4- سال دوم بعثت
5- سال سوم بعثت
6- شش ماه قبل از هجرت به مدينه

7- هجده ماه قبل از هجرت به مدينه

زندگانى حضرت زهرا عليها السلام(روحانى)، ص: 97

*تاریخ اون معراج خاص که تو قرآن هم ذکر شده.از مسجدالحرام به مسجدالاقصی و عروج از اونجا

درباره زمان اين معراج اختلافاتي ميان مورخان وجود دارد. برخي در سه سال قبل از هجرت وقوع معراج را گزارش نموده‌اند و برخي آن را در حوادث يكسال قبل از هجرت(1) گزارش كرده اند. زهري پنج سال پس از بعثت(2)، و يعقوبي پيش از مرگ ابوطالب را زمان معراج دانسته.(3) براساس روايتي از امام اميرالمؤمنين علي ـ عليه السلام ـ سال سوم بعثت تعيين شده است.(4)

استاد سبحاني براساس استناد به قول ابن هشام و ابن اسحاق سال دهم بعثت را قطعي دانسته است.(5) اما برخي از مورخان 18 ماه(6) و برخي 16 ماه پيش از هجرت (7) دانسته اند.
مرحوم شيخ عباس قمي وقوع معراج را در شب هفدهم ماه رمضان يا بيست و يكم ماه رمضان 6 ماه پيش از هجرت و يا در ماه ربيع‌الاول دو سال بعد از بعثت دانسته است. (8)

هاشم معروف الحسيني مي‌نويسد: معراج نبوي شب شنبه 17 ماه رمضان سال 13 بعثت واقع شده اگر چه اختلاف زيادي در كيفيت وقوع و تاريخ آن بين مسلمين وجود دارد.(9)درنتيجه بايد گفت كه معراج در سال هاي آخر از دوره مكي واقع شده است .

در مسئله معراج نبوي آن چه بسيار مهم است، اعتقاد به معراج است چنان كه امام صادق ـ عليه السلام ـ منكر معراج را از شيعه نمي داند و امام رضا ـ عليه السلام ـ منكران معراج را انكار كنندگان پيامبر دانسته است(10)و اما بحث از زمان وقوع آن بحثي صرفا تاريخي است كه اختلاف نظر در آن به اعتقاد در اصل حادثه خللي ايجاد نمي كند.

پاورقی:
1. ابن اثير الكامل، بيروت، دار صادر، 1399، ج2، ص51.
2. مسلم، صحيح، ج 2، ص 209.
3. يعقوبي، تاريخ، ج 2، ص 26.
4. مجلسي، پيشين، ج 18، و آملي، جعفر مرتضي، الصحيح من السيره، ج 1، ص 271، و الميزان، ج 13، ص 31.
5. سبحاني، فروغ ابديت، ج 1، ص 384 - 385.
6. سيرة الحلبيه ج 1، ص 278.
7. ر.ك: اديب بهروز، محسن، معراج از ديدگاه قرآن و روايات، تهران، سازمان تبليغات، چ اول، 74، ص 64.
8. قمي، عباس، منتهي الآمال، قم، هجرت، چ دوم، 1409، ج 1، ص 109.
9. هاشم معروف الحسيني، سيرة المصطفي ، بيروت، دارالقلم، چ سوم، 1981م، ص 237.
10. علامه مجلسي، بحارالانوار، ‌بيروت، دارالوفاء، چاپ دوم، 1403، ص312.


اینکه چرا در تاریخ و زمان دقیق چنین رویداد مهمی اختلافات گسترده ای دیده میشود تنها به یک و یا دو عامل بستگی نداشته است. به طور کلی ثبت تاریخ رویدادهای تاریخ دویست ساله صدر اسلام با چنین مشکلی رو به رو می باشد. در این موضوع خاص علاوه بر آنچه که کارشناسان محترم در مورد متعدد بودن معراج های پیامبر بیان کردند که بسیاری از آنها طبعا جنبه روحانی داشته اند؛ عوامل دیگری به جزء این تعددات، دخیل بوده اند.

بعنوان نمونه مسئله فرهنگ اعراب آن دوره که بر پایه فرهنگ شفاهی استوار بوده و از جنبه های تمدنی دور بوده، تاثیر به سزایی در این مغلطه های تاریخی داشته اند. این مسئله به خوبی در نبودن مبداء ثابت تاریخی در دوران پیش از اسلام و ایجاد آن در دوران عمر خطاب پس از فتوحات گسترده و نفوذ فرهنگ ایرانی قابل بررسی است.

در کنار این عوامل اهمیت نداشتن ثبت وقایع و ضعف دانش مسلمانان در آن دورانها عامل مهم دیگری بوده اند که سبب چنین مشکلات تاریخی شده اند.

به هر صورت آنچه مهم است وقوع قطعی چنین حادثه ای نزد مفسران و مورخان است.