اصطلاحات دانشجویی
خر زدن: تنها نوع حيوانآزاري كه انسانها روي خودشان هم انجام ميدهند. خر زدن در شبهاي امتحان به پيك خود ميرسد.
بحر تعمق: حالتي كه در حال مطالعهي دقيق روزنامه روشنفكري خبر ورزشي به دانشجويان دست ميدهد.
پلشت: دانشجويي كه حاضر است كيسه فريزر دور بشقابش بكشد و با قاشق يك بار مصرف غذا بخورد تا مجبور نباشد روزي يكبار ظرفهايش را بشويد. تقريبا اكثر دخترهاي ساكن در خوابگاه هاي دانشكده هاي علوم و مهندسي.
شاسكول: دانشجويي (عمدتا دختر) كه بعد از 20 بار جزوه دادن به يكي از دانشجويان جنس مخالف هنوز فكر ميكند خط خوبش باعث محبوبيتاش است.
بورسيه: همزماني كار و تحصيل كه ماحصل آن تلفيق درسنخواني و اززيركاردررويي است.
تحقيق: تاليف يا ترجمهي بخشي از كتابي كه استاد در نظر دارد بعدا به نام خودش چاپ كند در ازاي گرفتن مقدار ناچيزي نمره.
پروپوزال: نوشتهي بي ربط كوتاهي كه در آن دربارهي نوشتهي بيربط بلندي كه بعدا نوشته يا كپي پيست خواهد شد، توضيح داده ميشود.
پاياننامه:
تايپ يا كپي-پيست كردن مقداري متن پراكنده در كتابها و پاياننامههاي
قديميتر در يك فايل و پرينت گرفتن از آنها و صحافي كردن مجموعه. خوشبختانه
با پيشرفت علم و تكنولوژي، تمام اين فرآيندها با صرف هزينهي معقولي به
طور كاملا خودكار و بدون دخالت دست و ذهن انجام ميگيرد.
دانشنامه (مدرك): درپوش كوزه.
جابجايي (دانشجويي): تفاوت علمي دانشگاهها به زبان پول.
ارث پدري (طلب بابا): طلبي كه بعضي از دانشجويان ارزشي از ديگران دارند و معمولا به صورت گزارههايي همچون «چرا اين لباس رو پوشيدي؟»، «چرا موهات ديده ميشه؟»، «ديگه اين موسيقي رو نشنوم ها»، «ديگه نبينم با هم كِروكِر ميكنين»... بروز ميكند.
كارتنخواب: دانشجوي بيخوابگاه كه معمولا پس از سر و سامان
گرفتن و هم اتاق شدن با چند دانشجوي شهرستاني، حسرت كارتنخوابي و دربدري
را خواهد كشيد.
جوات: دانشجويي كه طبق آخرين مدهاي 10 سال قبل لباس
مي پوشد و با آخرين مدهاي 20 سال قبل زندگي مي كند و مثل 30 سال قبل فكر
مي كند. جواتها معمولا آينده مثبتي در مشاغل دولتي دارند.
افزايش سنوات: حاصل ز گهواره تا گور دانش جوييدن.
سياسيكاري:
اصطلاحي براي توصيف فعاليتهاي سياسي دانشجويي وقتي كه مطابق سليقهي
«آنها» نيست. آنهايي كه هميشه تاكيد ميكنند كه دانشجو بايد سياسي باشد و
در امور كشورش دخالت داشته باشد.
پاچهخواري: يكي از راههاي گرفتن نمره از اساتيد به طور شرافتمندانه. البته شرافتمندانه در قياس با ساير راهها!
انتظامات:
شحنهي دانشگاه و مسئول برقراري نظم حتي به قيمت بينظمي. ستاد كارآفريني
براي اقوام و خويشان فاقد تحصيلات دانشگاهي و بعضا دبيرستاني مسئولان
دانشگاه.
كفش پاشنه بلند (تق تقي): ابزار توليد آژير ورود و يا نزديك شدن دختر دانشجويي كه دانشگاه را با مجلس عروسي اشتباه گرفته است.
سنگپاي قزوين: مهمترين عامل براي اخذ دكتراي افتخاري از آكسفود بدون داشتن ليسانس.
كارداني پيوسته: پيوند دانشگاه با دبيرستان به كف با كفايت دانشجوياني كه در حد دوره راهنمايي معلومات دارند و رفتارشان مثل دبيرستانيهاست.
صلاحيت داشتن: با مسئول يكي از نهادهاي مستقر در دانشگاه سلام و عليك داشتن.
پول: عامل بدبختيهاي بزرگي مثل ازدواج و تحصيل در دانشگاه آزاد.
افتادن: سقوط از بالا به پايين كه به خاطر عوامل مختلفي چون
جاذبهي زمين، درس نخواندن، جزوه نداشتن، شكست در عشق و امثال آنها اتفاق
ميافتد.
تئوريسين: آدمي با تحصيلات نيمبند دانشگاهي و توانايي
فوقالعاده در آسمان به ريسمان بافتنهاي فلسفي و سياسي كه وظيفهي
آمادهسازي دانشجويان براي «روز مبادا» را دارد. وجود تعدادي دانشجوي خودي و
بچه مثبت كه با دهان باز به حرفهاي استاد گوش بدهند و به خصوص دختران
دانشجويي كه از تمام صحبتهاي او نتبرداري كنند - به ويژه در هنگام زوم
كردن دوربين- لازم و ضروري است... تئوريسينها معمولا تهلهجهي مشهدي
دارند.
ازدواج دانشجويي: اشتباه صنفي.
كتابخانه: جايي براي حرف زدن، رد و بدل كردن جزوات و فايلهاي بلوتوثي، اس ام اس فرستادن و بعضا رونويس تكاليف و تمرينها.
منشي گروه: همه كاره ي گروه. دست كم خودش كه اينطور فكر ميكند.
حذف ترم: خودكشي آبرومندانه از ترس مرگي مفتضحانه